لغت نامه دهخدا
بر پشم زدن. [ ب َ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از حقیر و از پایه اعتبار ساقط داشتن و اینجا پشم بمعنی موی عانه است. ( آنندراج ):
صوفی نیم کز سرکشی بر سر گذارم تاج را
زور کمان وحدتم برپشم زد حلاج را.مخلص کاشی ( آنندراج ).
بر پشم زدن. [ ب َ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از حقیر و از پایه اعتبار ساقط داشتن و اینجا پشم بمعنی موی عانه است. ( آنندراج ):
صوفی نیم کز سرکشی بر سر گذارم تاج را
زور کمان وحدتم برپشم زد حلاج را.مخلص کاشی ( آنندراج ).
کنایه از حقیر و از پایه اعتبار ساقط داشتن و اینجا پشم بمعنی موی عانه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این هنر در استان قزوین از سابقه نسبتاً طولانی برخوردار است در اکثر روستاهای این استان جاجیم بافی رایج بوده است، اما متأسفانه اکثر کارگاههای آن از چرخه تولید خارج شده است. مواد اولیه بافت جاجیم پشم است که معمولاً توسط زنان روستا تهیه میشود زنان در مواقع بیکاری علاوه بر پشم چینی آنها را توسط مواد محلی و گیاهی رنگ میکنند. لازم است ذکر شود که امروزه از کامواهای رنگی در جاجیم بافی استفاده میکنند روستائیان در فصول بیکاری که پاییز و زمستان است کارگاه جاجیم را در داخل اتاق بر پا میدارند و عشایر از اوایل بهار و اواخر زمستان در فضای باز به جاجیم بافی میپردازند.