لغت نامه دهخدا
برموته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) هر چیزی عموماً. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برموده شود.
برموته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) هر چیزی عموماً. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به برموده شود.
هر چیزی عموما.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( ان العرب كرهت امر محمد (ص ) و حسدته على ما اتاه الله من فضله، و استطالتاءيامه...حتى قذفت زوجته، و نفرت به ناقته، مع عظيم احسانه اليها، وجسيم مننه عندهاو اءجمعت مذكان حيا على صرف الامر عن اءهل بيته بعد موته.
💡 علاوه بر پارک ملی موته، منطقهٔ حفاظتشدهٔ هفتادقله نیز در ۳۰ کیلومتری شمالغربی شهر نیمور قرار دارد.
💡 اگر چه موته صعبٌ لهم الصّبر اولی تر که انفاس همه خلقان علیهم یک یک اشمرده است
💡 قال رسول الله صلّى اللّه عليه و آله: هذاجبرئيل يخبرنى ان السعيد كل السعيد حق السعيد من احبّ عليا فى حياته و بعد موته. بحار / 27 /7 4
💡 سپاه روم در قريه (مشارف ) از قراء بلقا صف آرائى كردند و سپاه اسلام در(موته) از اراضى شام صفوف خود را منظم ساختند و ميدان جنگ در سرزمين موته قرار داده شد.
💡 در حال حاضر سالانه نزدیک به ۲۰۰ کیلو طلا از معدن طلای موته استخراج میشود. کارخانه فرآوری طلای ایران در موته ۱۵ سال پیش با همکاری یک شرکت استرالیایی به بهرهبرداری رسید.