بر بر افکندن

لغت نامه دهخدا

بر بر افکندن. [ ب َ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیوند کردن درخت. بارور ساختن. تلقیح: دگر آنکه تا او را [ درخت نخل را ] بر برنیفکنند و پیوند نکنند بر بر نیاورد. ( فتوح 3:217 ). و مأبوره درخت خرماء پیراسته و بر بر افکنده باشد. یعنی پیوند کرده. ( فتوح 3:345 ).

فرهنگ فارسی

پیوند کردن درخت بارور ساختن.

جمله سازی با بر بر افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر دو برگ و بر بر اصل درختند ولیک بر سزای بشر و برگ سزای بقر است

💡 به لب و بر همه با حور و پری باشم اگر لب من بر لب او باشد و بر بر بر او

💡 بحر کرم توی مرا از کف خود بده نوا باغ ارم توی مها بر بر من بزن بری

💡 هر گاو و خری سیخ خورد بر کفل و پشت تو سیخ ندامت خوری بر سینه و بر بر

💡 چرا تعهد بایدش و دایه و تدبیر بخوابندش و بدا ردش بر بر و بکنار؟

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز