لغت نامه دهخدا
( بدآویز ) بدآویز. [ ب َ] ( نف مرکب ) ستیزنده. به بدی چنگ زننده:
ای همچو مهین مار بدآویز و خشوک
پر زهر چو ماری و چو ماهی همه سوک.سوزنی.
( بدآویز ) بدآویز. [ ب َ] ( نف مرکب ) ستیزنده. به بدی چنگ زننده:
ای همچو مهین مار بدآویز و خشوک
پر زهر چو ماری و چو ماهی همه سوک.سوزنی.
( بد آویز ) ستیزنده به بدی چنگ زننده.
💡 انزونزی که در لگرن کولمب فرانسه از پدری کنگویی و مادری فرانسوی به دنیا آمد، کار خود را با بازی در باشگاه شهر خود راسینگ آغاز کرد. در سال ۱۹۹۹، او به باشگاه جوانان پاری سن-ژرمن پیوست. انزونزی در زمان حضور در پاری سن-ژرمن، به دلیل قد بلندش، ابتدا به عنوان مهاجم و سپس هافبک تهاجمی بازی میکرد. پس از سه سال حضور در این باشگاه، به منطقه باس-نرمندی رفت و به لیزیو پیوست. او بعداً یک سال در کان و بووا اویز حضور داشت و سرانجام در سال ۲۰۰۵ به آمیان منتقل شد.