بازیگری کردن

لغت نامه دهخدا

بازیگری کردن. [ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عمل بازیگری. به مجاز حیله بازی. شعبده بازی:
پیش دختر نشست روی بروی
تا چه بازیگری کند با شوی.نظامی ( هفت پیکر ص 330 ).

جمله سازی با بازیگری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ابتدای فیلم کیسی جی صحنه‌هایی از زندگی هنری خود، بازی در تئاتر در دوران کودکی و بازیگری در چندین فیلم در ۱۸ سالگی‌اش را به تصویر کشیده و همچنین دلیلی که سبب روی آوردن او به ساختن مستند شده را بیان می‌کند اودر این باره می‌گوید: از بازی کردن نقش زن بلوندی که همیشه کشته می‌شود، خسته شدم برای همین به ساخت مستند روی آوردم.[۲]

💡 از سال ۱۳۵۹ با نمایش متوری به کارگردانی شهره لرستانی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران کار بازیگری را آغاز نمود. نگارش و کارگردانی کردن فیلم کوتاه داستانی دنیای من و بازیگری در سینمیایی آن سوی غروب از کار های آغازین او بود.

💡 قرار بود نقش وینسنت به مایکل مدسن داده شود ولی او بازی در فیلم دیگری را انتخاب کرد (و هنوز افسوس می‌خورد) و سرانجام نقش به جان تراولتا رسید. همه و حتی خود تراولتا اعتقاد دارند که بازی در این فیلم دوران بازیگری او را دگرگون کرد و از او بازیگری مطرح ساخت. اگرچه پالپ فیکشن تراولتا را ستاره کرد ولی باید پذیرفت که تراولتا هم در بزرگ کردن فیلم بی‌اثر نبوده‌است.

💡 سابقه‌ای چند ساله در بازی تئاتر داشت با کار کردن در رستوران‌ها و سالن‌های بیلیارد گذران زندگی می‌کرد تا این که طی سال‌های پس از جنگ جهانی اول، بیشتر وقت خود را صرف بازیگری کرد.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز