کلمه «باد بدست بودن» به معنی بیهوده و بینتیجه بودن کاری است که فرد انجام میدهد و تلاشهایش سود و ثمری در پی ندارد. این اصطلاح کنایهای است از ناکامی و بخت نچرخیدن به نفع شخص، گویی کاری که انجام میشود همانند باد در دست است که هیچگاه قابل نگهداشتن نیست و همواره از دست میگریزد. در ادبیات فارسی، این عبارت برای بیان بیثمر بودن سخن یا عمل به کار رفته و نشان میدهد که تلاشهای انسان گاهی همچون گرفتن باد در کف، بیفایده و زودگذرا هستند. مفهوم «باد بدست بودن» با تعابیری مانند باد در کف، باد بمشت و باد در مشت داشتن همخوانی دارد و همگی نشاندهنده پوچی و عدم ماندگاری نتیجه کار هستند. بنابراین وقتی گفته میشود کاری «باد بدست» است، منظور این است که تلاش و کوشش فرد، هرچند جدی و پرانرژی باشد، سرانجام به چیزی نمیانجامد و همانند باد از دست میرود. این تعبیر تصویری از پوچی تلاش بینتیجه و گذرای بودن دستاوردهاست و در گفتار و نوشتار برای بیان ناکامی و بیثمر بودن کوششها به کار میرود.
باد بدست بودن
لغت نامه دهخدا
باد بدست بودن. [ ب ِ دَ دَ ] ( مص مرکب ) باد در دست بودن. کنایه از بیهوده و بی نتیجه بودن کار کسی:
که بختش پس پشت او برنشست
ازین تاختن باد باشد بدست.فردوسی.سخن چند گفتم بچندین نشست
ز گفتار باد است ما را بدست.فردوسی ( از آنندراج ).رجوع به باد در کف، باد بمشت، باد در مشت داشتن و باد شود.
دردا و دریغا که درین خورد و نشست
خاکی است مرا بر کف و بادیست بدست.محمد غزالی ( از انجمن آرا ).
جمله سازی با باد بدست بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده در دست از آن به که بود باد بدست می بخور تا غم بیهوده ی دنیا نخوری