اندوه کش

لغت نامه دهخدا

اندوه کش. [ اَ ه ْ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده و ازبین برنده اندوه. اندوه سوز. شادی آور:
رخی از آفتاب اندوه کش تر
شکر خندیدنی از صبح خوشتر.نظامی.یکی شب از شب نوروز خوشتر
چه شب کز روز عید اندوه کش تر.نظامی.

فرهنگ فارسی

کشنده و از بین برنده اندوه اندوه سوز ٠

جمله سازی با اندوه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته اند: اندوه نيمى از پيرى ست. دوستى نيمى از خردمندى ست. مؤلف گويد: اگردوستى نيمى از خردمندى ست، پس، كينه توزى ديوانگىكامل است.

💡 محنت و اندوه هجران کشت چون وحشی مرا مایهٔ عیش دل اندوهگین من کجاست

💡 باد صبا به جانان بر کو که مانده نیرّ دور از تو با دل زار اندوه غم هزاران

💡 قصاب كه ديد كه به چه بزرگوارى جسارت كرده است، گرفتار غم و اندوه شديدىشد، و لذا دستش را با ساطور قصابى قطع كرده و بى هوش ‍ افتاد!!

💡 باز محنت‌زدگان از غم و اندوه و فراق دل چو آتشکده و دیده چو دریا بینند

💡 10. در نتيجه قلب مادر موسى مطمئن و فارغ از اندوه گشت، كه اگر فارغ نمى شد،نزديك بود موسى را لو دهد. اين ما بوديم كه قلبش را به جايى محكم بستيم تا از مؤمنين باشد.