لغت نامه دهخدا
انتحار کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را کشتن. خودکشی کردن.
انتحار کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را کشتن. خودکشی کردن.
خود را کشتن ٠ خودکشی کردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۶ یک بمبگذار انتحاری طالبان، با منفجر کردن خودرویی که نزدیک به اتوبوس کارکنان تلویزیون طلوع بود، باعث کشته شدن دستِکم هفت نفر از این کارمندان (سه زن و چهار مرد) شد.
💡 جهاد اسلامی مخالف سرسخت موافقتنامههای اسلو است و برای ناکام کردن مذاکرات صلح در دو عملیات انتحاری در ژانویه و مارس ۱۹۹۵ در نتانیا و تلآویو به ترتیب ۱۹ و ۱۳ نفر را کشت.
💡 در ۲۴ ژوئیه سال ۲۰۱۶ یک پناهنده ۲۷ ساله سوریه با منفجر کردن جلیقه انتحاری خود باعث کشته شدن خود و زخمی شدن ۱۲ نفر شد که به گفته وزیر کشور آلمان حال سه نفر از آنان وخیم میباشد. مهاجم پس از آنکه پلیس مانع ورودش به یک جشنواره موسیقی در این شهر شد، وسیله انفجاری که در داخل کوله پشتیاش بود را منفجر کرد. حدود ۲۵۰۰ نفر از محل انفجار تخلیه شدند.