امین کاشانی
لغت نامه دهخدا
امین کاشانی. [ اَ ن ِ نی ] ( اِخ ) خواجه محمدامین کوسج. شاعر نکته سنج و سخن سرای و از بزرگان کاشان بود. لطفعلی بیک صاحب آتشکده دیوان او را دیده بود. از اوست:
گفتم که دلم هست به پیش تو گرو
دل بازده آغاز مکن قصه نو
افشاند هزار دل ز هر حلقه زلف
گفتا دل خود بجوی و بردار و برو.
( از تذکره صبح گلشن چ هند ص 41 ) ( از الذریعه قسم 1از جزء 9 ص 105 ) ( از آتشکده آذر چ بمبئی ص 241 ) ( از فرهنگ سخنوران ).
فرهنگ فارسی
خواجه محمد امین کوسج شاعر نکته سنج و سخن سرای و از بزرگان کاشان بود.
جمله سازی با امین کاشانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مافتون | مهاباد | محمودآباد | محمودآباد | محمودآباد | محمودآباد خلج آباد | محمودآباد خلسه | محمودآباد کهنه | محمودآباد حالا | محمودآباد طباط بیایی | ملارد | ملاردویلای جنوبی | ملکآباد | مندکان | مندانک | منجیل آباد | مراء | مرجان آباد | مشهد (دماوند) | مزداران | مزرعه کریم خانی | مزرعه رزق آباد | مزرعه سادات | مهان | مهدیآباد | مهدیآباد | مهدیآباد | مهر آذین | مهرآباد | مهران آباد | مهرچین | مهردشت | مسگرآباد | میمنت آباد | محمدآباد | محمدآباد | محمدآباد امین | محمدآباد عرب | محمدآباد اعلاء | محمدآباد نایینیها | معین آباد | مجتمع صنعتی بهارستان | مجتمع شهیدنامجو | مقرنک | مقیمآباد (ری) | مرادآباد | مرتضیگرد | مشا | مونیه (ورامین) | مومج | موسیآباد بختیاری | موسیآباد کاشانی