لغت نامه دهخدا
ام عریض. [ اُم ْ م ِ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( از المرصع ).
ام عریض. [ اُم ْ م ِ ع َ ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( از المرصع ).
کفتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از پی عرض نگهداشتن و جاه عریض خواسته بر دل او خوارتر از خاک و حصاست
💡 هرکه در جاه عریض تو نگه کرد از حسد زان حسد خود را فکند اندر تک چاه قعیر
💡 چون از آنعالم درگذشتی و این بساط عریض در نوشتی قدم مجاملت در کوی معاملت نهادی، هیچ طبقه ای مناسب افعال تر از طبقه متصوفه نیستند و هیچ طایفه موزون تر و مهذب اخلاق تر از فرقه کبود پوستان نه.
💡 به دستور امیرکبیر قلعه ارگ تجدید عمارت شد و کوچهها برای حرکت کالسکهها عریض گردید و شهر در همه زمینهها نظم بهتری یافت.
💡 همچنین پیشبینی شده که بتوان از واگنهای عریض تا ۳٫۴ متر نیز بتوان در این مسیر بهره برد که بهرهوری را حدود ۴۰ درصد میفزاید.
💡 مواد تشکیل دهنده پته شامل عریض (پارچه زمینه) و ریس (نخهای رنگین) میباشند.