ام عتاب

لغت نامه دهخدا

ام عتاب. [ اُم ْ م ِ ع َت ْ تا ] ( ع اِ مرکب ) کفتار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). در اقرب الموارد عتاب بفتح عین و در تاج العروس بکسر و بوزن کتاب است. و رجوع به ام عتبان شود.

فرهنگ فارسی

کفتار.

جمله سازی با ام عتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنبل آشفته، دل آزرده، نگه، تشنه به خون ابروی تلخ ز کینم به عتاب آلوده

💡 هر که در دیر مغان جام شرابی دارد رسدش گر به فلک ناز و عتابی دارد

💡 طلال مداح، هنرمند سعودی عتاب را در دهه شصت یعنی زمانی که عتاب ۱۳ سال بیشتر نداشت کشف کرد و آوازهای او را در استودیوهایی در عربستان و لبنان ضبط کرد.

💡 از عتاب دوستان چون سایه نتوان در رمید جان فشاندن باید و چون سایه بیجان آمدن

💡 زيرا كه آنچه گرفته باشى بر تو حلال باشد چنانچه ميتهحلال ميشود در حال ضرورت و اگر عتابى باشد عتاب آن كمتر باشد.

💡 برجیس اگر عتاب تو بروی کشد کمان بیرون جهد ز سهم چو تیر از کمان چرخ

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز