اصول و کچول

لغت نامه دهخدا

اصول و کچول. [ اُ ل ُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) جنبانیدن سرین در رقص. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جنبانیدن سرین در رقص

جمله سازی با اصول و کچول

💡 علم تاریخ و ادب را گشت بازاری عیان هم اصول و حکمت و فقه و معانی و بیان

💡 پس از سال ۱۶۰۰ رهبر مؤلفینی شناخته می‌شد که پیرو هنر آگاهانه بودند (یعنی نوشتن بر اساس مجموعه ای از اصول و قوانین)

💡 و وی را تصانیف ازهر است و رموز و کلام مُهذَّب اندر اصول و فروع.

💡 وی در تبریز و مشهد عصرهای جمعه برای مردم، تفسیر قرآن می‌گفت و سالیان متمادی در منزل خود، خارج اصول و سطح را تدریس می‌نمود.

💡 و گفت: دیدن اصول شنودن فروع بود و درست کردن فروع بعرضه دادن بود بر اصول و راه نیست به مقام مشاهدهٔ اصول مگر به تعظیم آنچه خدای تعالی آنرا تعظیم کرده است ازوسایل و وسایط و فروع.

💡 رعایت این اصول و کمک به مراجعه‌کننده برای پذیرش هویت همجنس‌گرایانهی خود، در بهبود فرد از مشکلات روانی یا سوءمصرف مواد اهمیت فراوان دارد.