اسیب و شیب

لغت نامه دهخدا

( آسیب و شیب ) آسیب و شیب. [ ب ُ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) دلواپسی. اضطراب. تشویش. رنج. تعب:
بلشکرگه خویش بازآمدند
برِ پهلوانان فراز آمدند
همه شب بخواب اندر آسیب و شیب
ز پیکارشان دل شده ناشکیب.فردوسی.چنین است گیتی پر آسیب و شیب
پس ِ هر فرازی نهاده نشیب.فردوسی.در بعض نسخ شاهنامه بجای آسیب، آشیب ضبط شده، و ظاهراً صحیح هم همان است. و کلمه آشیب و شیب درصورتی دیگر از شیب و تیب یا شیب و شیب مینماید:
شیب تو با فراز و فرازتو با نشیب
فرزند آدمی بتو اندر به شیب و تیب.رودکی.نبوده مرا هیچ با تو عتیب
مرا بیگنه کرده ای شیب و تیب.عماره.

فرهنگ فارسی

( آسیب و شیب ) ( اسم ) اضطراب تشویش دلواپسی.
دلواپسی رنج

جمله سازی با اسیب و شیب

💡 ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری گه لوح دل بخواندم و گه نقش کافری

💡 فراز و شیب تعلق به معرفت دارد از این قِبَل سرگردون به زیر پای من است

💡 کوه تیمور کوه در ضلع جنوبی مشرف بر روستا با ارتفاع ۲۵۰ متر از سطح دریای آزاد قرار دارد و شیب ملایم اراضی سه سار از جنوب امتداد دارد به طوری که تفاوت ارتفاع پست‌ترین و بلندترین نقطه در سه سار ۷ متر می‌باشد.

💡 در برخی منابع به‌زبان‌های فارسی و تالشی از آن با نام صم یاد شده است. واژه سیم یا سم در زبان تالشی به‌معنی مکان مرتفع و شیب‌دار است.

💡 به دست آید. چند روش برای محاسبهٔ تنش برشی بستر وجود دارد. ساده‌ترین روش آن است که جریان به صورت دائمی یکنواخت فرض شود و عمق و شیب متوسط به کار گرفته شوند. به دلیل سختی اندازه‌گیری میدانی تنش برشی، این روش دارای کاربرد زیادی است.

💡 طفلی شد و شباب شد و شیب سرکشید لیکن یقین نشد که چه تصویر می‌کشم

هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
دارک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز