ازادان
مترادفها
آزادمنشان، رهاشدگان
متضادها
بردگان، اسیران، بندگان
لغت نامه دهخدا
( آزادان ) آزادان. ( اِ ) ج ِ آزاد. احرار.
آزادان. ( اِخ ) آزآذان. نام قریه ای نزدیک اصفهان، مسقطالرأس ابوعبدالرحمن قتیبةبن مهران مقری. || نام قریه ای نزدیک هرات، مدفن شیخ ابوالولید احمدبن ابی رجا.
فرهنگ فارسی
( آزادان ) آزاد احرار
جمله سازی با ازادان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آزادانی در سال ۱۹۶۵ در شهر اصفهان متولد شد. وی پس از دریافت دیپلم دبیرستان، برای تحصیل در انیمیشن وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شد. آزادانی قبل از مهاجرت به ایالات متحده و در انستیتوی هنر کالیفرنیا تحصیل کرد، بعداً به عنوان مربی انیمیشن در این مؤسسه کار کرد. آزادانی به استودیوی انیمیشن والت دیزنی پیوست تا در سال ۱۹۸۵ به عنوان دستیار چیدمان فعالیت کند.
💡 پر کاهی است کوه درد در میزان آزادان ز بار دل قد سرو و صنوبر خم نمیگیرد
💡 ایا پیرایه رادان پناه و پشت آزادان ثنا گویان تو شادان بلا جویان تو محزون
💡 ابونصر آن مه رادان پناه و پشت آزادان موالی زو شده شادان معادی زو شده غمگین
💡 اتحادیه جهانی فوتبالیستهای حرفهای روز دوشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۱ اعلام کرد از احتمال صدور حکم اعدام برای امیررضا نصر آزادانی «شوکه و دچار انزجار» شدهاست.
💡 آزادان (گلپایگان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گلپایگان در استان اصفهان ایران است.
💡 در متون تاریخی و حماسی، ازادان بودند که با شجاعت و بیباکی در میدانهای جنگ میجنگیدند تا از سرزمین خود در برابر دشمنان دفاع کنند.
💡 جامعهای که بر پایه کرامت انسانی بنا شده است، نیازمند حضور ازادان و افرادی است که از هیچ فشار بیرونی برای حفظ حق خود نمیترسند.
💡 شخصیتهای بزرگی که در تاریخ ایران ثبت شدهاند، همگی از میان ازادان و نجیبزادگانی بودند که فداکاریهای خود را در راه مردم انجام دادند.