لغت نامه دهخدا
ارسامس. [ اَ م ِ ] ( اِخ ) نام سپاهسالاری معاصر داریوش که بر او طغیان کرد. || پسر اردشیر درازدست. او را اُسوس بکشت. و رجوع به ارسام و ارشام و ارسامن شود.
ارسامس. [ اَ م ِ ] ( اِخ ) نام سپاهسالاری معاصر داریوش که بر او طغیان کرد. || پسر اردشیر درازدست. او را اُسوس بکشت. و رجوع به ارسام و ارشام و ارسامن شود.
نام سپاهسالاری معاصر داریوش که بر او طغیان کرد
اسم: آرسامس (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ārsāmes) (فارسی: آرسامس) (انگلیسی: arsames)
معنی: نام یکی از سرداران ایرانی، ( اعلام ) نام یکی از سرداران ایرانی که در جنگ علیه اسکندر شرکت داشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جناح چپ سپاه ایران تحت فرماندهی ممنون رودسی یونانی بود و آرسامس والی ایرانی بود که هر کدام بر دستههای جنگی خود ریاست داشتند. پشت سر آنها آرسیت بود که فرمانده سواره نظام پلفلاگولی بود و بعد از آرسیت، سپیترات بود که فرمانده سواره نظام گرگانی بود. قلب لشکر هم از سوارنظام ملل مختلف تشکیل شده بود. عدهٔ افراد لشکر ایران از پیادهنظام و سواره نظام بین سی تا چهل هزار نفر گفته شد است.
💡 آرسامس گروهی است که به ایرانی بودن خود افتخار میکند و این موضوع در نام و شعر آهنگها کاملاً دیده میشود.
💡 گروههای حاضر: آرچ انمی، کریتور، آمن امارث، پارادایز لاست، فایرویند، روتینگ کریست، آرسامس، کتافالک، سل سکریفایز، پیکپاکت، اپیسود 13، یوسیکی گریند، رمپیج، مجیلوم، سینتز ان سینرز، بایلوکیت، وان بالت لفت، دث بلو، آندرتیکرز، موشفیت پراجکت،