ادبیات داستانی عرفانی

ادبیات داستانی عرفانی به آن دسته از آثار گفته می‌شود که اندیشه‌ها و آموزه‌های عرفانی را در قالب قصه و داستان بیان می‌کنند. در این نوع ادبی، خود داستان هدف نیست، بلکه وسیله‌ای است برای انتقال مفاهیم و معارف عرفانی به مخاطب به زبانی قابل فهم و جذاب. این آثار به دو شکل اصلی وجود دارند: داستان‌های رمزی عرفانی و حکایاتی که در کتب صوفیه برای شرح برخی اندیشه‌ها آمده‌اند. داستان‌های رمزی شامل نمادها و معانی باطنی هستند که فقط اهل معرفت قادر به درک آن‌ها هستند. ادبیات داستانی عرفانی از همان ابتدا با هدف آموزش و تربیت معنوی مردم عامه شکل گرفت و از قالب شعر و نثر بهره می‌برد. در شعر فارسی، قالب مثنوی به دلیل آزادی در تعداد ابیات، ابزاری مناسب برای روایت داستان‌های عرفانی شد. بزرگان عرفان و تصوف مانند سنایی، عطار و مولانا با منظومه‌های بلند خود، حکایت‌ها و قصه‌هایی را برای بیان معارف عرفانی آفریدند. این آثار هم جنبه داستانی دارند و هم آموزشی و پندآموز هستند و از طریق تمثیل و قصه، آموزه‌های عمیق عرفانی را به مخاطب منتقل می‌کنند. ادبیات داستانی عرفانی نشان‌دهنده تلفیق هنر روایت و معرفت روحانی است و همواره در فرهنگ و ادب فارسی جایگاه ویژه‌ای داشته است. بنابراین، این نوع ادبیات نه تنها جنبه سرگرمی دارد، بلکه وسیله‌ای برای رشد فکری و معنوی انسان‌ها محسوب می‌شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] داستان هایی که در آن اندیشه ها و آموزه های عرفانی در قالب قصه و داستان طرح می شود، داستان عرفانی نامیده می شود.
داستان هایی که در آن اندیشه ها و آموزه های عرفانی در قالب قصه و داستان طرح می شود، داستان عرفانی نامیده می شود. در این آثار، قصه و داستان ظرف یا پیمانه ای است برای انتقال معنی و مفهوم.داستان های عرفانی را برای ساده تر کردن بحث به دو بخش تقسیم می کنیم: ۱. داستان های رمزیِ عرفانی؛ ۲. داستان هایی یا حکایت هایی که در کتب صوفیه برای شرح یا تمثیل بعضی از اندیشه ها می آید. 
داستان های رمزی عرفانی
ابتدا باید مفهوم رمز را روشن کرد، تا منظور از داستان رمزی فهمیده شود. رمز، نماد یا سمبل، در آثار متصوفه چنین تعریف شده است: «رمز عبارت از معنی باطنی است که مخزون است تحت کلام ظاهری که غیر از اهل آن بدان دست نیابند.» در این تعریف، رمز به معنی مرموز، یعنی معنی پوشیده در زیر کلام ظاهر دلالت دارد. صرف نظر از تعریف فوق، رمز عبارت از هر علامت، اشاره، کلمه یا ترکیب و عبارتی است که بر معنی و مفهومی ورای آنچه ظاهر آن می نماید، دلالت دارد. 
← قلمرو عرفا و صوفیه
سلامان و ابسال: داستان «سلامان و ابسال» به رغم برخی مشابهت ها با داستان های کهن ایرانی، در اصل اسطوره ای یونانی است که نخستین بار از طریق ترجمه از یونانی به عربی به دست «حُنین بن اسحاق عبادی» به شرق رسیده است. قصه ی مزبور، جنبه ی تمثیلی و فلسفی و رنگ و بوی یونانی دارد، بعدها ابن سینا آن را به صورت قصه ای مکاشفه ای و عرفانی درآورد. این داستان به طور فزاینده ای محل دخل و تصرف حکیمان و عارفان مسلمان قرار گرفته و از آن نتایج فلسفی و عرفانی گرفته شده است. این اثر قدیمی ترین رساله در این موضوع است. 
[ویکی فقه] ادبیات داستانی عرفانی (شعر). ادبیات داستانی عرفانی، به آن دسته از آثار گفته می شود که اندیشه ها و آموزه های عرفانی را در قالب قصه و داستان مطرح می کنند؛ در چنین آثاری قصه یا داستان، هدف نیست؛ بلکه وسیله ای است تا به کمک آن اندیشه ی عرفانی یا تعلیمی به زبانی رساتر و قابل فهم تر به مخاطب ارائه شود.
ادبیات داستانی عرفانی، به آن دسته از آثار گفته می شود که اندیشه ها و آموزه های عرفانی را در قالب قصه و داستان مطرح می کنند؛ در چنین آثاری قصه یا داستان، هدف نیست؛ بلکه وسیله ای است تا به کمک آن اندیشه ی عرفانی یا تعلیمی به زبانی رساتر و قابل فهم تر به مخاطب ارائه شود. این نوع ادبی در دو قالب شعر و نثر ارائه می شود که در این مقاله به نوع ادبی شعر پرداخته می شود.عرفا و صوفیه زبان شعر را به خدمت گرفتند تا به گسترش و تبلیغ اندیشه ها و آموزه های خود بپردازند و از آنجا که اغلب مخاطبان آنان، عامه ی مردم بودند، بسیاری از آموزه های خود را در قالب قصه و داستان طرح کردند، تا نفوذ و تأثیر آن بیشتر باشد.
منظومه سرایی پندآموز
منظومه سرایی پندآموز تقریبا از نیمه ی اول قرن چهارم هجری پدید آمد. (مثلا منظومه ی کلیله و دمنه ی رودکی که ابیاتی چند از آن باقی مانده.) اما این سبک منظوم در آن زمان گسترش وسیعی نیافت و تنها پس از گذشت یک سده از نو جان گرفت و به خامه ی ناصر خسرو به نقطه ی اوج کمال خود رسید. آمیختن مواعظ با حکایات و داستان هایی از زندگی مشایخ و غیره بسی پیش از آن آغاز شده بود. واعظان سبک ویژه ای پدید آورند که پر از نثر مسجع بود که می بایست تأثیر اندرز آنها را بر شنوندگان افزایش دهد و این دو جریان در پایان سده ی پنجم هجری به پدیده ی دیگری می پیوندد و درنتیجه منظومه ی تربیتی و عبرت آموز تصوف پدید می آید. 
قالب مثنوی در شعر فارسی
در شعر فارسی قالب مثنوی به دلیل مقفا بودن هر بیت و عدم محدودیت کمّی ابیات، قالبی بسیار مناسب برای روایت داستان سرایی است. این قالب به خدمت عرفان و تصوف گرفته شد تا مثل ها، حکایات و اندیشه های عرفانی را منعکس کند. «تاریخ به کارگیری مثنوی برای اندیشه های عرفانی را می توان نخستین دهه های قرن ششم هجری دانست. یک سلسله ممتد از آثار را که به حق می توان آنها را تشکیل دهنده ی سنتی منسجم خواند، در چند دهه ی آغاز سده ی مذکور پدیدار گردید و شروع آن هم با مصنفات سنایی بود.» عارفان شاعری چون سنایی غزنوی، عطار نیشابوری، مولانا جلال الدین محمد بلخی و... منظومه های بلند عرفانی آفریدند. منظومه هایی که یا به طور کامل به صورت قصه و داستان روایت شده است و یا در خلال ابیات منظومه، از حکایت یا قصه استفاده شده است. این آثار در حقیقت مصداق شعر داستانی عرفانی هستند. سرآغاز این رشته از آثار یا منظومه های سنایی است. از جمله «سیر العباد الی المعاد» و «حدیقه الحقیقه».

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز