اجتهاد اهل تخریج

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اجتهاد اهل تخریج به تفسیر و تبیین آرای ائمه مذاهب اهل سنّت توسط افراد صلاحیت دار اطلاق می شود و در اصول فقه کاربرد دارد.
اجتهاد اهل تخریج، که اهل سنت آن را پذیرفته اند. اجتهادی است که در آن، مجتهد در صدد تفسیر و بیان دیدگاه های امام مذهب بر می آید؛ یعنی اگر یکی از دیدگاه های او مجمل باشد، آن را تبیین می نماید و اگر در جایی از عبارت امام مذهب دو احتمال داده شود، او وجهی را برای تعیین یکی از این دو احتمال بیان می کند. به طور خلاصه، برای رفع هر گونه ابهام، پیچیدگی و خفا در نظریات امام مذهب یا احکام او، به این گونه مجتهدین رجوع می گردد.
عناوین مرتبط
۱. ↑ الاصول العامة للفقه المقارن، طباطبایی حکیم، محمد تقی، ص۵۹۲.
...

جمله سازی با اجتهاد اهل تخریج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از اینکه آغامحمدخان قاجار خبردار شد که سپاه اعزامی شکست خورده و حاج ابراهیم در وضعیت خطرناکی است، ارتشی به تعداد ۷٬۰۰۰ اسب سوار به فرماندهی محمدخان و رضاقلی‌خان به سمت شیراز روانه کرد. لطفعلی‌خان اجازه داد که سپاه قجری بدون درگیری به شهر برسد. احتمالاً پیش‌بینی می‌کرد پس از اینکه این سپاه وارد شهر شده و با نیروهای حاج ابراهیم یکی شود، آن زمان این امکان برای زندیان فراهم خواهد شد که با آن‌ها در زمین باز روبرو درگیر شوند. این پیش‌بینی خان زند درست از آب درآمد و دو سپاه به سال ۱۲۰۶ ه‍.ق در غرب شیراز به یکدیگر تاختند. شمار سپاهیان قجری دو برابر نیروهای زند بود، اما لطفعلی‌خان پیروز و رضاقلی خان دستگیر شد. پس از نبرد، لطفعلی‌خان دستور داد رضاقلی‌خان را از دو چشم نابینا کنند. در این زمان وضعیت در شیراز رو به ناپایداری می‌گذاشت. شهر در مضیقه غذایی بود و کلانتر بیم آن داشت که مخالفانش و طرفداران لطفعلی‌خان زند بر او بشورند. حاج ابراهیم نامه‌ای به خان قاجار نوشت و او را از اوضاع آگاه ساخت: «چنانچه سمند جهان نورد همت، به طریق سرعت مراحل صوب فارس را نپیماید، اساسی که چیده شده به دست سعی و اجتهاد اهل عناد برچیده خواهد شد.» آغامحمدخان وقت را از دست نداد و با سپاه خود از تهران به سوی فارس به راه افتاد. بهار سال ۱۲۰۶ هجری قمری بود.

💡 پس از اینکه آقامحمدخان قاجار خبردار شد که سپاه اعزامی شکست خورده و حاج ابراهیم در وضعیت خطرناکی است، ارتشی به تعداد ۷٬۰۰۰ اسب سوار به فرماندهی محمدخان و رضاقلی‌خان به سمت شیراز روانه کرد. لطفعلی‌خان اجازه داد که سپاه قجری بدون درگیری به شهر برسد. احتمالاً پیش‌بینی می‌کرد پس از اینکه این سپاه وارد شهر شده و با نیروهای حاج ابراهیم یکی شود، آن زمان این امکان برای زندیان فراهم خواهد شد که با آن‌ها در زمین باز روبرو درگیر شوند. این پیش‌بینی خان زند درست از آب درآمد و دو سپاه در غرب شیراز به یکدیگر تاختند. شمار سپاهیان قجری دو برابر نیروهای زند بود اما پیروزی سهم لطفعلی‌خان گردید. پس از نبرد لطفعلی‌خان دستور داد رضاقلی‌خان که دستگیر شده بود را از دو چشم نابینا کنند. در این زمان، وضعیت در شیراز رو به ناپایداری می‌گذاشت. شهر در مضیقه غذایی بود و کلانتر بیم آن را داشت که مخالفانش و طرفداران لطفعلی‌خان زند بر او بشورند. حاج ابراهیم نامه‌ای دیگر به خان قاجار نوشت و او را از اوضاع آگاه ساخت: «چنانچه سمند جهان‌نورد همت، به طریق سرعت مراحل صوب فارس را نپیماید، اساسی که چیده شده، به دست سعی و اجتهاد اهل عناد برچیده خواهد شد.» آقامحمدخان وقت را از دست نداد و با سپاه خود از تهران به سوی فارس به راه افتاد. بهار سال ۱۷۹۲ م. بود.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز