ابتار

لغت نامه دهخدا

ابتار. [ اِ ] ( ع مص ) ابتر گردانیدن. دم بریده کردن. دنبال بریده کردن. || بی فرزند کردن. || ذخیره کردن. یخنی نهادن. پس انداز کردن. || عطا کردن. || منع کردن. || نماز چاشت خواندن آن وقت که شعاع آفتاب بر زمین منبسط گردد. || بی فرزند و بی خلیفه گردانیدن خدای تعالی کسی را.

جمله سازی با ابتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شایان ذکر است که کوه محمد سلیمانی با ۳۴۵۵ متر ارتفاع دررشته کوه‌های میمند در ۳۵ـ ۳۰ کیلومتری شمال حصاروئیه شاید بلندترین قله درمنطقه شهربابک باشد. بر اساس اطلاعات اندازه‌گیری قلّل در سایت پیکِری (Peakery)، کوه محمد سلیمانی سی وهشتمین (۳۸) قله بلند درکرمان وسیصدهفتادوهتمین(۳۷۷) قله بلند درایران می‌باشد. از نزدیکترین قله‌ها به آن کمر سردکش، کوه برفدان، سرب کوه و کوه آبتاری است.

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز