لغت نامه دهخدا
( آبانگان ) آبانگان. ( اِ مرکب ) نام روزآبان در ماه آبان است، و آن روز عید آن ماه باشد.
( آبانگان ) آبانگان. ( اِ مرکب ) نام روزآبان در ماه آبان است، و آن روز عید آن ماه باشد.
( آبانگان ) [ په. ] (اِمر. ) جشنی که ایرانیان در روز دهم از ماه آبان برپا می کردند.
( آبانگان ) جشنی که ایرانیان قدیم در روز آبان از ماه آبان (دهم آبان ) به مناسبت یکی شدن نام روز با نام ماه می گرفتند.
( آبانگان ) نام روز آبان در ماه آبان است
( آبا نگان ) ( اسم ) جشنی در ایران باستان که در روز آبان ( دهم ) از ماه آبان بر پا میداشتند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نزد ایرانیان باستان پس از آتش دومین عنصر مقدس آب بود که دربارهٔ احترام به آن و ضرورت پاکیزه نگاه داشتن این عنصر زندگی بخش تأکیدهای فراوان شدهاست. بر اساس همین اهمیت هشتمین ماه سال و دهمین روز ماه به پاس احترام به این عنصر و ایزد موکل بر آن نامگذاری شدهاست. آبانگان جشنی بودهاست که ظاهراً به صورت همگانی و با حضور در کنار آبها و پرداختن به جشن و شادی و خوردن و نوشیدن و نیز خواندن نیایشهای مربوط به ایزدان آبها برگزار میشدهاست. در ایران امروز اثری از برگزاری این جشن دیده نمیشود ولی پارسیان هند هنوز با پوشیدن لباس سفید و حضور در کنار آبهای طبیعت این روز را گرامی میدارند. برخی گاهشمارها تاریخ این جشن را ۴ آبان ماه ذکر کردهاند.