لغت نامه دهخدا
فنور. [ ف ُ ] ( اِ ) جدایی و از هم دور افتادن. ( برهان ).
فنور. [ ف ُ ] ( اِ ) جدایی و از هم دور افتادن. ( برهان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 98) ((... ثم فتق نورالحسين فخلق منه الجنّة والحورالعين. فنور الجنّة والحورالعينمن نورالحسين ونورالحسين من نوراللّه والحسينافضل من الجنّة والحورالعين.)) بحارالانوار،ج 25، ص 16 و ج 15،ص 10.