فروکش کننده

مترادف‌ها

فروکش‌کننده، کاهش‌دهنده، آرام‌کننده، تسکین‌دهنده

متضادها

اوج گیرنده، افزایش دهنده

فرهنگستان زبان و ادب

{remittent} [پزشکی] ویژگی بیماری یا علامتی که کاهش می یابد یا از بین می رود

جمله سازی با فروکش کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یک اختلال روانی که به عنوان بیماری روانی، یک وضعیت منفی سلامت روان، یا یک اختلال روانپزشکی نیز نامیده می شود، یک الگوی رفتاری یا ذهنی است که باعث ناراحتی یا اختلال قابل توجه در عملکرد شخصی می شود. یک اختلال روانی همچنین با یک اختلال بالینی قابل توجه در شناخت، تنظیم عاطفی یا رفتار فرد، اغلب در یک زمینه اجتماعی مشخص می شود. چنین اختلالاتی ممکن است به صورت دوره های منفرد رخ دهد، ممکن است پایدار باشد، یا ممکن است عود کننده و فروکش کننده باشد. انواع مختلفی از اختلالات روانی وجود دارد، با علائم و نشانه هایی که به طور گسترده ای بین اختلالات خاص متفاوت است. اختلال روانی یکی از جنبه های سلامت روان است. امروزه کتاب راهنمای تشخیصی بیماری های روانی تحت عنوان مشهور DSM-5 که نسخه جدیدتری از کتاب های راهنمای روانپزشکی انجمن روان‌پزشکی آمریکا یعنی DSM-1 تا DSM-4 بود به همه متخصصین روان‌پزشکی و روانشناسان جهان کمک شایانی در جهت تشخیص انواع اختلالات روانی کرده است.

💡 پس از گذشت چندین ساعت از شروع طوفان شدید، باران‌های فروکش کننده باعث شدند تا هواشناسی وضعیت جوی را برای ساکنان منطقه آرام گزارش کند.

💡 با فروکش کننده بودن التهاب و خشم در میان جمعیت معترض، رهبران سیاسی تصمیم گرفتند تا جلسه‌ای فوری برای گفتگو و حل اختلافات برگزار کنند.

💡 با فروکش کننده بودن شدت طوفان‌های موسمی در این منطقه، مردم ناامید به بازگشت کشتی‌های تجاری خود به بندرهای اصلی ساحلی بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران