لغت نامه دهخدا
غلتانیدن. [ غ َ دَ ] ( مص ) گردانیدن به پهلو یا به پهنا. غلطانیدن. غلتاندن. غلطاندن. بجخیزانیدن: و از غلتانیدن خرسنگها که از بالا می انداختند زلزله در اجزا و اعضای کوه افتاد. ( جهانگشای جوینی ).
غلتانیدن. [ غ َ دَ ] ( مص ) گردانیدن به پهلو یا به پهنا. غلطانیدن. غلتاندن. غلطاندن. بجخیزانیدن: و از غلتانیدن خرسنگها که از بالا می انداختند زلزله در اجزا و اعضای کوه افتاد. ( جهانگشای جوینی ).
(غَ دَ ) (مص م. ) از سمتی به سمت دیگر گرداندن.
( مصدر ) گردانیدن به پهلو یا به پهنا غلت دادن پچخیزانیدن.
از سمتی به سمت دیگر گرداندن.
💡 در کشورهای شرقی همواره کشت رز و استفاده از عطر آن بسیار مورد علاقهٔ مردم بودهاست. در گاهشمار ایران باستان، روز نوزدهم هر ماه فروردین نام داشتهاست. در روز فروردین از ماه اسفند جشنی در ایران برگزار میشدهاست به نام نوروز انهار که مردمان در این روز به دشت و دمن، به ویژه کنار رودها و چشمهها رفته و طی مراسمی عطر و گلاب در آبها میافشاندند. در تاریخ بیهقی از جشن دیگری به نام جشن گلافشانی یاد شدهاست که ظاهراً در روز بهخصوصی برگزار میشدهاست و مردم در فصل گل سرخ بر سر یکدیگر گل میافشاندند. امروزه از رسمهای باقیمانده در ارتباط با گل سرخ یکی آیین گلغلتان است که در مناطق مختلف شهرستان دامغان در نخستین بهار از زندگی نوزاد برگزار میشود. زمان انجام این آیین از هنگام تولد تا یک سالگی نوزاد است و در باور و عقاید اهالی منطقه غلتانیدن بدن نوزاد در میان برگهای گل محمدی سبب حفظ طراوت و شادابی او و دور ماندن از بیماریهای مختلف میشود. آئین سنتی گلغلتان در فهرست آثار معنوی (ناملموس) کشور ثبت شدهاست.
💡 حد روانی در آزمایشگاه بر اساس استاندارد:ASTM-D4318:میزان رطوبتی است که بازای ان شیار۱۲ میلیمتر عمق ایجاد شده در ۲۵ ضربه چکش کوچک آزمایشگاهی بسته شود. وحد خمیری میزان رطوبتی است که در آزمایشگاه اگر فتیلهای به قطر ۳ میلیمتر با روش غلتانیدن ساخته و تابیده شود خرد گردد. نشان خمیری از رابطه:P.I=L.L-P.L بدست میآید. این شاخصها در کاهش هزینههای پروژهها و عملکرد صحیح کار وبهرهبرداری مهم هستند.