عنج
لغت نامه دهخدا
عنج.[ ع َ ] ( ع مص ) کشیدن سوار، مهار شتر را تا سپسایگی بازگرداند، و آن نوعی از ریاضت شتران است. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). مهار شتر را کشیدن و او را بر دو پایش بازگردانیدن، و آن از اعمالی است که هنگام ورزش و تعلیم دادن شتر به کار می رود. ( از اقرب الموارد ). || عناج بستن دلو را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). بستن دلو بوسیله عناج. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عناج شود. || بستن مهار شتربچه به ساعد وی، و کوتاه کردن آن. و آن برای رام کردن بچه شتر خردسال به کار می رود. || جذب کردن و کشیدن. ( از اقرب الموارد ).
عنج. [ ع َ ن َ ] ( ع اِمص ) اسم است عَنْج را. ( از منتهی الارب ). اسم است از مصدر عَنْج. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عَنْج شود. || ( ص، اِ ) پیر کلانسال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || شتر سنگین و ثقیل. ( از اقرب الموارد ). گویند: شیخ علی عنج؛ یعنی پیری سالخورده بر شتری سنگین. || گروه مردم. ( از اقرب الموارد ).
عنج. [ ع َ ن َ ] ( اِخ ) نام جد محمدبن عبدالرحمان که از کبار تبع تابعیان است. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نام جد محمد بن عبدالرحمان که از کبار تبع تابعیان است
جمله سازی با عنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نوشتههای بر روی ظرفهای سنگی نشان میدهد که عنج ایب، جشن حب سد (Hebsed) را برای دو بار برگزار کردهاست؛ جشنی که برای بار نخست پس از سی امین سال پادشاهی فرعون گرفته میشد و هر ۱۰ سال یکبار تکرار میشد. با این حال بررسیهای تازه نشان میدهد که هر آن چه نام عنج ایب و جشن حب سد را در کنار هم نشان داده است، از درون گور دِن بیرون آورده شدهاست.
💡 به نظر میاید که عنج ایب بی آنکه حب سدی داشته باشد، به سادگی نام دِن را پاک کرده و نام خود را به جای آن نشانده است. از این رو مصرشناسان احتمال میدهند که دوران فرمانروایی او کوتاه بوده باشد. همچنین به نظر میآید که پایان دوران عنج ایب با خشونت همراه بوده باشد.
💡 عنج ایب یا درست تر عج ایب که با نامهای حور عنج ایب، حور عج ایب و انز ایب نیز شناخته می شود، نام حوروسی هفتمین پادشاه دودمان نخست مصر است.