طلحی

لغت نامه دهخدا

طلحی. [ طَ حی ی ] ( ع ص نسبی، اِ )نام قسمی کاغذ. ( ابن الندیم ). نام قسمی کاغذ در قدیم منسوب به طلحةبن طاهر دومین امیر از امرای طاهری.
طلحی. [ طَ حی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به طلحةبن عبیداﷲ مشهور. ( سمعانی ).
طلحی. [ طَ حی ی ] ( اِخ ) ابواسحاق طلحةبن عبیداﷲبن محمدبن اسماعیل بصری. ندیم موفق خلیفه عباسی. متوفی بسال 271 هَ.ق. و کتاب المتیمین و کتاب جواهر الاخبار از اوست.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) منسوب به طلحه. ۲ - ( اسم ) قسمی کاغذ منسوب به طلحه بن طاهر دومین امیر از امرای طاهری.
منسوب به طلحه بن عبیدالله مشهور

جمله سازی با طلحی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوردین طلحی (انگلیسی: Nordine Talhi؛ زادهٔ ۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۸۶) بازیکن فوتبال اهل فرانسه است.

💡 در سال ۳۱۹ هجری، خواهرزادهٔ مرداویج، ابی الکرادیس علی بن عیسی طلحی، برای طلب خراج به شهر همدان عازم شد. در همین هنگام سپاه خلیفهٔ عباسی، به فرماندهی ابوعبدالله بن خلف، نیز در همدان اقامت داشت. در ورودی همدان شیرسنگی بود که مردم شهر آن را حافظ و نگهبان همدان می‌دانستند. لشکریان ابی‌الکرادیس در ورود به شهر این مجسمه را شکستند و از کوه به پایین پرت کردند. مردم همدان از این اقدام منزجر شدند و به حمایت از سپاه خلیفه به مقابلهٔ با لشکریان زیاری پرداختند. در جنگی که رخ داد، چهار هزار نفر کشته شدند و ابی‌الکرادیس هم کشته شد.

لافند یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز