لغت نامه دهخدا
صاحب سنگ. [ ح ِ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم باوقار و صاحب قدر و تمکین باشد. ( برهان ):
چو صاحب سنگ دید آن نقش ارژنگ
فروماند از سخن چون نقش بر سنگ.نظامی.|| کنایه از غیبت کننده و طعنه زننده هم هست. ( برهان قاطع ).
صاحب سنگ. [ ح ِ س َ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم باوقار و صاحب قدر و تمکین باشد. ( برهان ):
چو صاحب سنگ دید آن نقش ارژنگ
فروماند از سخن چون نقش بر سنگ.نظامی.|| کنایه از غیبت کننده و طعنه زننده هم هست. ( برهان قاطع ).
باوقار.
کنایه از مردم با وقار و صاحب قدر و تمکین باشد
💡 والتر هنینگ زبانشناس که در درستی خوانش هرتسفلد و گیرشمن تردید داشت، ضمن سفری به ایران در سال ۱۹۵۰ فرصت یافت تا کتیبه را از نزدیک ببیند و یک قالب لاتکس از آن بگیرد. با بررسی دقیق قالب، سرانجام هنینگ توانست نام واقعی صاحب سنگنوشته – مهرنرسی – را در میانه سطر یکم و انتهای سطر چهارم بازشناسد.
💡 سنگ رستاخیز به دارنده این امکان را میدهد که عزیزان فوت شده خود را برگردانده و با آنها ارتباط برقرار کند. به نظر میرسد تصاویری که صاحب سنگ بهکمک آن میبیند از خاطرات فرد به وجود آمدهاند و واقعاً افراد زنده یا واقعی نیستند.