شکستگی عرضی
مترادفها
شکستگی عرضی، ترک عرضی
فرهنگستان زبان و ادب
{transverse fracture} [ارتاپزشکی] نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی عمود بر محور طولی استخوان باشد
ویکی واژه
نوعی شکستگی که در آن خط شکستگی عمود بر محور طولی استخوان باشد.
جمله سازی با شکستگی عرضی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این حالت شکستگی ترکیبی از شکستگی فشاری و خمشی است. خمش در سمت کششی استخوان تولید شکستگی عرضی میکند و فشار موجب شکستگی مایل در طرف دیگر تار خنثی میشود. و باعث ایجاد شکست پروانه ایی میشود
💡 پزشک پس از بررسی دقیق عکسهای رادیولوژی اعلام کرد که بیمار دچار یک شکستگی عرضی در استخوان ران شده است که نیاز به جراحی فوری دارد.
💡 در تحلیلهای مهندسی سازه، وجود یک شکستگی عرضی در تیرهای اصلی ساختمان میتواند نشاندهنده اعمال فشار بیش از حد و غیرمنتظره بر ساختار اصلی بنا باشد.
💡 درمان انواع شکستگی عرضی در استخوانهای بلند معمولاً مستلزم تثبیت دقیق موقعیت استخوانها با استفاده از گچ یا حتی نصب پلاک و پیچهای فلزی است.