شوروا

لغت نامه دهخدا

شوروا. [ شورْ ] ( اِ مرکب ) شوربا. اصل این ترکیب شوربا، «شور» به اضافه «با»است و «با» در فارسی بمعنی آش است... شوربا بدین ترتیب لغةً بمعنی آش است که چاشنی خاص یا اجزاء اضافی نداشته باشد و به ساده ترین صورت ممکن ( فقط با افزودن نمکی ) پخته شود. چنین آشی برای مردم بیمار و کسانی که دستور پرهیز دارند پخته می شود و به بیمزگی معروف است. || کنایه از غذای بیمزه و یا وارفته و غیرقابل اکل. || کنایه از مردم بی نمک و بی مزه و وارفته است. ( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
- شلم شوروا، شلم شوربا؛ معنی اصلی آن «آش شلغم » است و به معنی چیز درهم ریخته و نامنظم و شلوغ و بی معنی و بی ربط است:
دَرِ تجدید و تجدد واشد
ادبیات شلم شوروا شد.ایرج میرزا.( از فرهنگ عامیانه جمال زاده ).
و رجوع به شوربا شود.

فرهنگ عمید

= شوربا

فرهنگ فارسی

کنایه از غذای بی مزه و وا رفته و غیر قابل اکل.

جمله سازی با شوروا

💡 غذای محلی این روستای زیبا شوروا که همان نام محلی هست اما نام اصلی همان آش رشته هست.

رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز