لغت نامه دهخدا
خر غلطیدن. [ خ َ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) خر غلتیدن. رجوع به خر غلتیدن شود.
خر غلطیدن. [ خ َ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) خر غلتیدن. رجوع به خر غلتیدن شود.
خر غلتیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من کوی او را بندهام کورا میسر میشود بر خاک غلطیدن سری در پای او انداختن
💡 خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن به روی سبزه و گل همچو آب غلطیدن
💡 اگرچه هر گلی زین گلستان جای دگر دارد بهم غلطیدن گلها تماشای دگر دارد
💡 غلطیدن گربه بعد شهوت در خاک رمزیست که خاک بر سر لذت نفس
💡 بهر غلطیدن به خاک پای توست در اشکم را که غلطان ساختند