سوقند
لغت نامه دهخدا
سوقند. [ ق َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اردوغش بخش قدمگاه شهرستان نیشابور. دارای 409 تن سکنه. آب آن از قنات و رودخانه. محصول آنجا غلات، بنشن، میوه جات. شغل اهالی زراعت است. این ده را به اصطلاح محلی سوکند نیز میگویند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دانشنامه عمومی
سوقند، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
این روستا زادگاه شیخ عزالدین سوقندی یکی از فقیهان و عارفان بزرگ. وشاگرد شیخ حسن جوری است. این روستا جایی بسیار زیبا در نیشابور است
این روستا در دهستان فضل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۰ نفر ( ۸۰خانوار ) بوده است.
جمله سازی با سوقند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین سفر قوامالدین به خراسان با قتل شیخ حسن جوری و طرح جانشینی عزالدینسوقندی مقارن بوده است و در میان رقابتهای شمسالدین علی و عزالدینسوقندی،[یادداشت ۱] سید قوامالدین به نزد عزالدینسوقندی میرفت و در همین ایام نیز اربعینی را نزد سوقندی گذراند.[یادداشت ۲]