لغت نامه دهخدا
دولتو. [ دُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گورگ سردشت بخش سردشت. واقع در 24/5هزارگزی شمال سردشت شهرستان مهاباد. آب آن از رودخانه سردشت.سکنه آن 424 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دولتو. [ دُ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان گورگ سردشت بخش سردشت. واقع در 24/5هزارگزی شمال سردشت شهرستان مهاباد. آب آن از رودخانه سردشت.سکنه آن 424 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دولتو (زاب). دولتو، روستایی در دهستان ملکاری شرقی بخش زاب شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۴۳ نفر ( ۳۴ خانوار ) بوده است.
دولتو (مرکزی میرآباد). دولتو، روستایی در دهستان ساوان بخش مرکزی شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۸۳۴ نفر ( ۲۰۷ خانوار ) بوده است.
💡 از زحمات جهاد در روستاها و جبهه ها تشكر و تقدير مى نمايم. كرارا درباره زحمات جهاددر جـبـهـه هـا گـفته ام. زحمات جهاد در سراسر ايران چشمگير و مورد تصديق همه ما بودهاسـت. توجه كنيد كه كارهايتان براى خدا باشد. شما از خدا پاداش بخواهيد نه از دولتو ملت، بايد كارى كنيم كه او راضى باشد.
💡 اينجاست كه ديگر فرقى بين اين خط و آن خط نيست و فرقى بين گرايش به اين دولتو آن دولت نيست. اين خاصيت ملت است.