دنیسر

لغت نامه دهخدا

دنیسر. [ دُ ن َ س ِ ] ( اِخ ) گویند معرب دنیاسر، ای رأس الدنیا است، و آن شهری است نزدیک ماردین و از آنجاست ابوحفص عمربن خضر متطبب. او راست تاریخ دنیسر. ( یادداشت مؤلف ). شهری است نزدیک ماردین بر. ( منتهی الارب ). شهر قدیم قسمت علیای بین النهرین بفاصله 20 کیلومتری جنوب غربی ماردین یکی از ریزابه های خابور، در ترکیه حالیه، کمابیش در محل آبادی کردنشین کنونی قوچ حصار و آنجا در آغاز قرن نهم هجری از مراکز کاروانی و کشاورزی و فرهنگی بود. ( از دایرةالمعارف فارسی ).

جمله سازی با دنیسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمس الدین محمد بن قاضی شیخ امین‌الدین ابوالمکارم ایوب بن ابراهیم دنیسری اهل دنیسر، بنا به معجم‌البلدان، شهری بزرگ از نواحی جزیره، نزدیک ماردین که قوچ‌حصار هم گفته‌اند، می‌باشد. اطلاع بیشتری از زندگانی وی در دست نیست.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز