لغت نامه دهخدا
دماغ دار. [ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سرخوش و تازه دماغ. ( آنندراج ):
شاهی است زنبق از می عشرت دماغ دار.شفیع اثر ( از آنندراج ).|| ظاهراً به معنی مغرور و متکبر است. ( آنندراج ).
دماغ دار. [ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سرخوش و تازه دماغ. ( آنندراج ):
شاهی است زنبق از می عشرت دماغ دار.شفیع اثر ( از آنندراج ).|| ظاهراً به معنی مغرور و متکبر است. ( آنندراج ).
سر خوش و تازه دماغ.
{long-nose tractor} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] نوعی کامیون که موتور آن در جلوی اتاق قرار دارد
{long-nose truck} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] نوعی تریلی که موتور آن در جلوی اتاق قرار دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پی موفق ظاهر شدن دو کامیون وایت وارد شده به ایران که ویژه حمل دام زنده بودند، در همان دهه ی 70 میلادی (دهه ی 50 خورشیدی )دو محصول وایت دماغ دار (وایت رود باس) و وایت بی دماغ (رود کاماندر) وارد جاده های ایران شدند.هر دو تیپ دماغ دار و بی دماغ در ایران بین رانندگان دارای محبوبیت خاصی بودند.