دراس
لغت نامه دهخدا
دراس. [ دِ ] ( ع مص ) کوفتن خرمن گندم را. ( از منتهی الارب ). کوفتن خرمن. ( تاج المصادر بیهقی ). کوفتن گندم را با خرمن کوب. ( از اقرب الموارد ). || سخت گرگین و قطران مالیده شدن شتر. || کهنه کردن جامه. ( از منتهی الارب ). دَرس. و رجوع به درس شود.
دراس. [ دِ ] ( ع مص ) بر یکدیگر خواندن مطلبی را. || خواندن و مطالعه کردن کتابها را. || آمیختن با گناهان. ( از اقرب الموارد ). مُدارسة. و رجوع به مدارسة شود.
فرهنگ فارسی
بر یکدیگر خواندن مطلبی را یا خواندن و مطالعه کردن کتابها را.
جمله سازی با دراس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 17-حديث سفينه: (الا انّ مثل اهل بيتى فيكممثل سفينة نوح من قومه من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق ) دراسات فى ولاية الفقيه،ج 1، ص 60، به نقل از مستدرك حاكم، ج 3، صص 149 و 151.
💡 زبان شینا، شاخهای از زبانهای داردی است که در مناطق شمالی پاکستان و در مجاورت منطقه گیلگیت، شامل ماطق دارایل، پونیال، تانگایر، و آسوره سخنورانی دارد. در ایالت جامو و کشمیر هند، مناطق گورز، دراس، لدخ نیز بدین زبان سخن میگویند. زبان شینا دارای گویشهای گوناگونی در مناطق اشارخ شدهاست. این گویشها شامل گویشهای گیلگیتی، آستوری، پونیالی، چیلاسی و گورزی است. تلفظ کلمات در میان این گویشها بسیار متفاوت است.