لغت نامه دهخدا
جن زدگی. [ ج ِ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت جن زده. صفت جن زده. رجوع به جن زده شود.
جن زدگی. [ ج ِ زَ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت جن زده. صفت جن زده. رجوع به جن زده شود.
حالت جن زده صفت جن زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریختن آب در شب هنگام، بر روی خاکستر روشن را باعث جن زدگی افراد دانسته و آن را شوم میدانند.
💡 گذر از زیر درخت گردو در شب هنگام را باعث جن زدگی شخص وکج شدن صورت شخص میدانند.