[ویکی فقه] تقابل حرکت و سکون یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای از اقسام تقابل تضایف است. مشهور این است که تقابل، چهار قسم است: تضایف، تضاد، تناقض و عدم و ملکه. بعضی منطقیان سه نوع دیگر نیز به آنها افزوده اند که عبارت اند از: تقابل حرکت و سکون، کون و فساد و تقدم و تاخر، اما دیگران این موارد را از آن رو که حرکت با سکون، کون با فساد و تقدّم با تاخّر سنجیده می شود از نوع تقابل تضایف به حساب آورده اند. مستندات مقاله در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس. ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۵۶-۵۷. ...
جمله سازی با تقابل حرکت و سکون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مقاله چهارم که در پانزده فصل میباشد، به عوارض امور طبیعی و مناسبات بین اجسام پرداخته شده است. اغراضی که این مقاله بدانها میپردازد، موضوع فصل اول مقاله بوده و در مقاله دوم، وحدت و کثرت حرکت بررسی شده است. ابن سینا واحد بودن حرکت را از جهات مختلفی ثابت کرده است؛ طبیعتاً شبهاتی در مورد واحد بودن حرکت، مطرح میشود که مؤلف به پاسخ مهمترین آنها پرداخته و تقابل حرکت و سکون و تضاد بین حرکات و تقابلشان را نیز بررسی کرده است. اتصال حرکات به همدیگر بهطوریکه سکونی بینشان فاصله نشود، از دیگر موضوعات مورد بحث در این مقاله است. حیز داشتن اجسام، آن هم حیزی واحد و طبیعی، حرکت بالعرض و حرکت قسریه و… از دیگر مباحث مقاله چهارم است که در بعضی موارد، بو علی مسیر ارسطو را پیموده و به نوعی شارح آرای مهم و قابل توجه وی میباشد، اما در پارهای موارد نیز همچون حرکت قسریه به مخالفت با ارسطو برخاسته و به نظریهای غیر از نظر او رسیده است. احوال علل محرکه و مناسباتی را که بین علل محرکه و متحرک وجود دارد، در آخرین فصل مقاله چهارم مورد بررسی قرار داده و میگوید: محرک یا بالذات است یا بالعرض که محرک بالعرض یا ذاتاً بالعرض است یا عرضیت را از غیر گرفته است و تحرکش هم یا بالطبع است یا بالقسر و.[پاورقی ۱۳]
💡 مقاله دوم فن اول طبیعیات در حرکت و آنچه که با آن جاری است میباشد و در سیزده فصل بیان شده است که فصل اول آن اختصاص به علت صحبت از حرکت، دارد. شیخ الرئیس میگوید: تا به حال از مبادی عامه برای امور طبیعی سخن گفتیم، اکنون عوارض عامه آن امور را بررسی میکنیم که عامترین عوارضشان حرکت و سکون است و از آن جایی که سکون همان عدم الحرکة است، ما سخن را روی حرکت میبریم. نسبت حرکت به مقولات، بحثی است که در دو فصل بعدی به آن پرداخته گردیده است. علت واقع نشدن حرکت در پنج مقوله مضاف، متی، جده، فعل، انفعال و هم چنین بروز حرکت در چهار مقوله کم، کیف، این و وضع را یادآور شده است؛ به عنوان مثال، در مقام بیان واقع نشدن و روی ندادن حرکت در مقوله مضاف، میگوید: هر جابهجایی و سیری در این مقوله، آنی است و اگر دگرگونی تدریجی در آن دیده شد، آن دگرگونی به واسطه مقوله دیگری است؛ بدین معنی که حرکت در مقوله مضاف، پیرو حرکت در مقوله دیگر است. تقابل حرکت و سکون، اقوال در مکان و نفی و اثبات آنها، جنس مکان و بیان نظریات در آن زمینه، قول به خلأ و تناقض در گفتار قائلین بدان، مباحثی در زمان و ماهیت آن و نظریات گونان دربارهٔ آن و رفع شبهاتی در رابطه با زمان، عنوانهای دیگر فصول مقاله دوم را به خود اختصاص دادهاند.[پاورقی ۱۱]