خصومت امیز
مترادفها
خصمانه، دشمنانه
متضادها
دوستانه، صلحآمیز، مسالمتآمیز
لغت نامه دهخدا
( خصومت آمیز ) خصومت آمیز. [ خ ُ م َ ] ( نف مرکب ) ایجاد خصومت کننده. موجب خصومت شونده. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( خصومت آمیز ) ایجا خصومت کننده موجب خصومت شونده
جمله سازی با خصومت امیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ون در بیجل در دهه ۱۹۶۰، بعد از اینکه انقلاب فرهنگی سیاست خصومت آمیزی را نسبت به مسیحیت و دیگر دینها تشکیل نمود، در دورهها به سازش پرده بامبو از چین دیدار کرد. وی زمانی که به چکسلواکی رفت که اختناق بهار پراگ توسط نیروهای شوروی به آزادی کمی مذهبی در آن محل پایان داد. او با مسیحیهای کشور چک دیدار نمود و انجیل را به نیروهای تهاجمی و اشغال گر روسیه داد. در اندازه آن دهه، او همچنین نخستین دیدارهای خود را از کوبا انجام داد، که بازدید از آن برای او نسبتاً آسان بود چون این کشور برای آوردن انجیل پس از انقلاب کوبا نیازمند به ویزا از مردمان هلندی نبود.
💡 روابط اسرائیل و کره شمالی خصومت آمیز است. کره شمالی اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد و آن را به عنوان یک «دست نشانده امپریالیستی» آمریکا محکوم میکند.