خصومت کردن

لغت نامه دهخدا

خصومت کردن. [ خ ُ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دشمنی کردن. عداوت کردن. پیکار کردن:
خواستم کز مهربانی بوسه ای رویش زنم
خشم من با من خصومت کرد و از من کین کشید.امیرمعزی.سپر از تیغ تو در روی کشیدن نهی است
من خصومت نکنم گر تو به پیکار آیی.سعدی ( طیبات ).|| داوری کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دشمنی کردن عداوت کردن

جمله سازی با خصومت کردن

💡 إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ این چه شما را گفتم راست است، تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (۶۴) خصومت کردن اهل دوزخ با یکدیگر.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز