لغت نامه دهخدا
تفویت. [ ت َ ] ( ع مص ) فائت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || رها کردن و رخصت دادن. ( ناظم الاطباء ).
تفویت. [ ت َ ] ( ع مص ) فائت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). || رها کردن و رخصت دادن. ( ناظم الاطباء ).
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) از دست دادن.
( مصدر ) از دست دادن.
از دست دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سید حسن امامی در مورد این عیب میگویند: «قرن، استخوان زائدی است که در جلوی آلت تناسلی بعضی از زنان است، که مانع نزدیکی شوهر با او میگردد و در صورتی که آن زیادی از گوشت باشد آن را عفل گویند. به نظر میرسد که قرن در ماده اعم از عفل است زیرا اصطلاحاً هر یک از دو کلمه چنانچه به تنهایی استعمال شود شامل معنی دیگری میگردد. این ساختمان غیرطبیعی آلت تناسلی زن اگر چه بهوسیلهٔ عمل جراحی پس از عقد به صورتی درآید که مانع از نزدیکی نباشد، حق فسخ شوهر زائل نمیگردد، زیرا حق مزبور بهوسیلهٔ نکاح زنی که دارای وضعیت غیرطبیعی بوده به وجود آمده و در مورد تردید بقاء حق مزبور استصحاب میشود. به نظر میرسد که هرگاه عمل جراحی در رفع قرن طوری باشد که موجب تفویت استمتاع شوهر نگردد، حق فسخ او ساقط میشود زیرا فسخ برای جبران زیان است و زیان موجود نیست تا موجب فسخ باشد.»