لغت نامه دهخدا
تب محرقه. [ ت َ ب ِ م ُ رِ ق َ / ق ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) همان تب صفراویست لیکن ماده آن درداخل عروق نزدیک قلب و کبد عفونت یابد و از خواص آن هذیان و خون آمدن از دماغ است. ( از بحر الجواهر ).
تب محرقه. [ ت َ ب ِ م ُ رِ ق َ / ق ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) همان تب صفراویست لیکن ماده آن درداخل عروق نزدیک قلب و کبد عفونت یابد و از خواص آن هذیان و خون آمدن از دماغ است. ( از بحر الجواهر ).
همان تب سفراویست لیکن ماد. آن در داخل عروق نزدیک قلب و کبد عفونت یابد و از خواص آن هذیان و خون آمدن از دماغ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرض محرقه در یک محیط یا اجتماع میتواند یک فرد یا عام را مبتلا نماید زیرا این مرض خیلی ساری میباشد، شیوع این مرض بهخصوص در اجتماعات مانند قاغوشهای سربازان، مدارس دیده میشود. این بیماری در افغانستان در فصل تابستان خیلیها شدید بوده میتواند همه را مبتلا کند. اکثراً کسانیکه در مرحله اخیر به درمان آغاز نمودهاند یک حصه بدن آن از فعالیت بازماندهاند. گرمی تب محرقه بعضاً باعث کور شدن و دیوانه شدن مبتلا شدگان میشود. مکروب محرقه بالای جدارهای روده زندگی نموده به همین لحاظ مریض اسهال و گاهی اسهال خونی میباشد. در افغانستان درمانگاهی وجود دارد که به نام شفاخانه انتانی یاد میشود. درین شفاخانه تنها مریضان انتان بستر میشوند.