بیدپای
لغت نامه دهخدا
بیدپای. ( اِخ ) ( پیلپای ) نام برهمن افسانه ای که داستانهای قدیم هند را بازگو میکرد. اسم وی در کلیله و دمنه آمده است. ( فرهنگ فارسی معین ). بمعنی بیدبا. ( آنندراج ). یکی از حکمای هند از ندمای دابشلیم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بیدبا و بیدپا و رجوع به یشتها ج 2 ص 35 و تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2324 ( حاشیه ) و شرح حال رودکی ص 587، 523، 845، 856، 882، 886 و 910 شود.
فرهنگ فارسی
برهمن افسانه یی که داستانهای قدیم هند را باز گو می کرد. اسم وی در کلیله ودمنه آمده.
نام برهمن افسانه یی که داستانهای قدیم هند را بازگو میکرد ٠
جمله سازی با بیدپای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشته قصه خوانی از جمله شغلهای رایج بوده است. ابن ندیم داستانسرایی را به اسکندرمقدونی نسبت داده است. گویا کهنترین نمونه از قصهگویی که در دست است، داستانسرایی بیدپای برهمن برای دابشلیم، رای هندوستان است.
💡 برگردانهای متفاوتی از این کتاب با نام افسانههای بیدپای یا پیلپای (Fables of Bidpai یا Pilpai) در زبانهای مختلف اروپایی یا «فلسفه اخلاقی دونی» (The Morall Philosophie of Doni) به زبان انگلیسی مربوط به سال ۱۵۷۰ میلادی موجود است.