لغت نامه دهخدا
بیاذق. [ ب َ ذِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَیْذَق.( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به بیدق و بیذق شود.
بیاذق. [ ب َ ذِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَیْذَق.( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به بیدق و بیذق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جغرافیدانان جهان اسلام چون ابن خردادبه، اسطخری و مقدسی و به دنبال آنها ناصرخسرو از خور و بیابانک با نامهای بیاذق (بیاذه)، جرمق (گرمه) و ارابه (ایراج) یاد کردهاند.