بزبز

لغت نامه دهخدا

بزبز. [ ب ُ ب ُ ] ( ع ص، اِ ) زورآور بددل. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). بُزابِز. ( منتهی الارب ). || غلام سبک روح در سفر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). بُزابز. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

= وز

فرهنگ فارسی

زور آور بددل بزابز.

جمله سازی با بزبز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در سال ۱۳۳۸ خورشیدی در شهر تهران و در خیابان آبشار در انتهای خیابان ایران زاده شد. مجید رزاز در رشتهٔ کارگردانی و بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای تهران تحصیل کرده‌است. نخستین اثر تلویزیونی وی پس از انقلاب، بزبز قندی نام دارد.

💡 نخستین تجربه حرفه‌ای او در تئاتر به حضور در نمایش سوگ سیاوش به کارگردانی سیاوش طهمورث و پاییز ۱۳۶۷ بازمی‌گردد. پس از حضور در نمایش «ماه پیشونی» به کارگردانی جواد خالصی در ۱۳۶۸، طی سال ۱۳۷۰ و ۱۳۶۹ به اجرای تعدادی نمایش کودک در مهد کودک‌ها به کارگردانی سوسن مقصودلو روی آورد. یکی دیگر از همکاری‌های او با سوسن مقصودلو در نمایش بزبز قندی در پاییز ۱۳۷۰ و به تهیه کنندگی ثریا قاسمی بود. طیبه ابراهیم، سپس در تابستان ۱۳۷۱ بار دیگر با نمایش «پریون» به کارگردانی حسین احمدی نسب روی صحنه آمد.