لغت نامه دهخدا
برنج کاری. [ ب ِ رِ ] ( حامص مرکب ) عمل کاشتن برنج. عمل زرع برنج.
برنج کاری. [ ب ِ رِ ] ( حامص مرکب ) عمل کاشتن برنج. عمل زرع برنج.
کاشتن برنج، عمل نشا کردن برنج، شالی کاری.
عمل کاشتن برنج عمل زرع برنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشت بیلو در ۱۵ کیلومتری شهر مریوان قرار دارد. این دشت با پوشش گیاهی مناسب و چشمههای آب و هم چنین جنگلهای اطراف آن پذیرایی تعداد زیادی از اهالی شهر و روستاهای اطراف میباشد. مردم در دامن طبیعت زیبا و سرسبز دشت به ویژه در طول روز و ایام تعطیلات ساعتها وقت خود را به تفرج در آن جا سپری میکنند. زمینهای اطراف این دشت در گذشته جهت برنج کاری استفاده میشدهاست.
💡 ساکنان و باشندگان کنونی شل محله در اواسط قرن ۱۳ از جواهرده به منطقهٔ جلگهای شهر رامسر کوچ کرده و در کنارهٔ شرقی رود ترک رود، حد فاصل تنگدره و شاهمنصور محله، محلهای ایجاد کردند و نام شل محله را به آن داده شد. گویا شغل مردم شل محله در قدیم در عین حالی که در لباس روحانیت بودهاند، نیزه سازی بوده و در سالیان اخیر مرکبات، چای و برنج کاری از مهمترین مشاغل این مردم بودهاست.