لغت نامه دهخدا
بدعنقی. [ ب َ ع ُ ن ُ ] ( حامص مرکب ) در تداول عوام، کج خلقی. سخت بدخویی. ( یادداشت مؤلف ).
بدعنقی. [ ب َ ع ُ ن ُ ] ( حامص مرکب ) در تداول عوام، کج خلقی. سخت بدخویی. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اختلال شخصیت بدگمان یا پارانوئید (به انگلیسی: Paranoid personality disorder) یا بهطور خلاصه (PPD). این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگیناند. افراد متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع میکنند، افرادی که به همسر خود سوءظن دارند، و اشخاص بدعنقی که اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانوئید هستند. از آنجایی که تنها اندیشههای شخص پارانوید تحت تأثیر این بیماری قرار میگیرند، فرد مبتلا به این اختلال معمولاً میتواند زندگی روزمره خود را پیش ببرد اما زندگی آنها ممکن است محدود و منزوی باشد.
💡 خودش در فیلم مستند «فیفی از خوشحالی زوزه میکشد» که دربارهٔ زندگی اوست، میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد. در بهار ۱۳۳۰ در رشت و با حمایت از حبیب محمدی، نمایشی از کارهای محصص برگزار شد. بهمن محصص تحصیلات خود را در دبیرستان «شاهپور» رشت (شهید بهشتی فعلی) به پایان رساند. پدر او کارمند اداره تلگراف و تلفن بود و به تهران منتقل شد. بهمن محصص در کنکور دانشگاه تهران قبول نمیشود اما گویا با وساطت و گفتگوی خانواده، را میپذیرند؛ لیکن رهاتر از آن است که دانشگاه را تاب آورد و در کمتر از چند ماه آن را ترک میکند. به گفته محجوبی «خیلی با کسی نمیجوشید و فکر میکنم بهمنخان این بدعنقی را از او به ارث برده باشد.» محصص هنرمندی بود که انزوا و تنهایی را ترجیح میداد و این نگاه تلخ نیز در بسیاری از آثارش خودنمایی میکرد. مجسمههای پرندهای که پر پرواز نداشتند یا چهرههای بدون احساس او در مجموعه فی فی همگی به نوعی انعکاسی تلخ از نگاه این هنرمند بودند. وی شاگردی نداشت و پروانه اعتمادی تنها کسی بود که بهطور جدی نقاشی را از او آموخت.