بدسرشتی

لغت نامه دهخدا

بدسرشتی. [ ب َ س ِ رِ ] ( حامص مرکب ) بدنهادی. بدذاتی. بداصلی. بدطینتی. مقابل نیک سرشتی، خوب سرشتی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

بدنهادی، بدذاتی، بدسرشت بودن.

فرهنگ فارسی

بد نهادی بد ذاتی بد اصلی بد طینتی مقابل نیک سرشتی خوب سرشتی.

جمله سازی با بدسرشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از هفت سالگی دست پرستار بدسرشتی افتاد.

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز