بازگویه

لغت نامه دهخدا

بازگویه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِمص مرکب ) واگو کردن. تکرار:
ز استماع کلام تو گوش گوهرچین
ز بازگویه نام تو نطق شکرخا.ظهوری ( از آنندراج ).و رجوع به بازگو شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تکرار سخنی اعاده مطلبی.

جمله سازی با بازگویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آثار کاستانیِدا به عنوان بازگویه واقعی زندگی ارائه شدند، اما منتقدان اعتقاد داشتند که آن‌ها ساختگی بودند. در ابتدا، و با حمایت آکادمیک و گروه انسان‌شناسی دانشگاه UCLA، کار کاستانیِدا مورد تحسین منتقدان بود. انسان شناسان برجسته آمریکایی مانند ادوارد اسپایسر (۱۹۶۹) و ادموند لیچ (۱۹۶۹) کاستانیِدا را ستایش می‌کردند. همچنین بسیاری از سازمان‌ها و انسان شناسان جوان مانند پیترفراست، باربارا میرهوف و مایکل هارنر او را ستایش می‌کردند.

💡 ولتر نویسنده‌ای با استعداد چندگانه، و در بذله‌گویی و طعنه‌زنی بُرنده چیره‌دست بود. این بازگویه از او که «به‌دست‌گرفتن قلم، به‌جنگ‌رفتن است»، دیدگاهش را درباره نوشتن، به‌خوبی نشان می‌دهد.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز