لغت نامه دهخدا
اکیده. [ اَ دَ ] ( ع ص ) اکیدة. مؤنث اکید. به معنی استوار و محکم: اوامر اکیده. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به اکید شود.
اکیده. [ اَ دَ ] ( ع ص ) اکیدة. مؤنث اکید. به معنی استوار و محکم: اوامر اکیده. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به اکید شود.
اکیده. مونث اکید به معنی استوار و محکم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در این رساله، بر لزوم اتحاد بین دو دولت اسلام، یعنی ایران و عثمانی تأکید میورزد، و اشارات جالبی به ملزومات این اتحاد مینماید: «قانون ملی و مصالح کلی عملی اولی و حسب التکلیف شرعی ملی اسلامی وجوب عهد و میثاق اتحاد و اتفاق بین هر دو دولت اسلام است در حمایت و تقویت و عقد اخوت و مشورت و مصلحت و دولت و سلطنت از هر جهت، کنفس واحده متحد و اخوان توأمان کالفرقدان لایفترقان در شعار و دثار و مابه الافتخار و اقتدار و انتصار در حرب و محاربه اغیار کفار. چنانچه حق تعالی فرموده: «و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» و معاقده عهود وثیقه و معاهده عقود اکیده شدیده بر این مودت و اتحاد و نفی بینونیّت و انفراد از اهم مهمات و الزام ملزمات و اعظم فواید کلیه و اتم مصالح عزت و اقتدار سلطنت اسلام است از هر جهت. ولی لازمه این اتحاد کلی و وداد نوعی رفع مایه الانفراد جزئی است از اسباب مفسده خلف و نفاق و انفراد و شقاق که منافی با کمال اتحاد و اتفاق است. منها رفع تفتیش و تفحص در گمرکات و بندرات از کتب علمیه و مذاهب مختلفه نیف و سبعین فرقه و رفع ضبط و تحجیر و اتلاف و حرق و غرق کتب علمیه. چرا که تکلیف دولت چنانچه حق تعالی فرموده: «واصلحوا ذات بینکم» اصلاح بین مسلمین است…».