لغت نامه دهخدا
اولولو. ( اِ ) لولو.
- اولولوی سرخرمن؛ مترس سرخرمن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به لولو شود.
اولولو. ( اِ ) لولو.
- اولولوی سرخرمن؛ مترس سرخرمن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به لولو شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریچارد آنتونی پارکر و والدو دوبراشتاین این خوانش را بهعلت وجود متنی که از بابل بهدستآمده و مربوط به روز دوازدهم اولولو در سالِ به تختنشستن کمبوجیه بهعنوان شاه بابل و شاه سرزمینها (۳۱ اوت ۵۳۰ پیش از میلاد) میشود، رد کردهاند.