انفعالیات

لغت نامه دهخدا

انفعالیات. [ اِ ف ِ لی یا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ انفعالیه. || ( اصطلاح فلسفه قدیم ) کیفیات محسوسه ای که راسخ باشد مانند زردی طلا. یاء در انفعالیه برای تأکید و مبالغه است. ( از دستور العلماء ج 1 ص 205 ): این کیفیات ( کیفیات محسوسه ) بر دوگونه بود: راسخ، مانند زردی زر و سرخی خون و غیر راسخ چون سرخی خجل و زردی وجل و اول را انفعالیات خوانند و دوم را انفعالات. ( اساس الاقتباس ص 43 ). و رجوع به انفعالات شود.

فرهنگ فارسی

جمع انفعالیه. ۱ - انفعالیه ها. ۲ - توضیح (یائ ) انفعالیات را در معنی اخیر نشان. تائ کید و مبالغه دانسته اند.

جمله سازی با انفعالیات

💡 نهج ششم، در مبادی یا مواد قضیه می‌باشد. در این نهج، نخست، قضایای مورد استعمال بین قائسین برشمرده می‌شوند که چهار طایفه مسلمات، مظنونات، مشبهات و مخیلات را تشکیل می‌دهند که خود مسلمات یا معتقداتند یا ماخوذات و خود معتقدات به سه طایفه واجب القبول، مشهورات و وهمیات تقسیم می‌گردند. در این میان، واجب القبول‌ها نیز عبارتند از: حدسیات، متواترات و... شیخ الرئیس، در ادامه، به تعریف هر کدام از اینها پرداخته و میزان مقبولیت و جایگاه هر یک را تبیین می‌نماید. از نگاه بو علی و با تقسیمی که او به آن معتقد است، مشهورات، یا از واجبات هستند یا از تادیبات صلاحیه که مطابق شرایع الهیه می‌باشد یا خلقیات هستند یا انفعالیات یا استقرائیات؛ همین‌طور ماخوذات که به مقبولات و تقریریات، تقسیم می‌گردند و خود تقریریات بسته به انکار یا مسامحه، به مصادرات و اصول موضوعه منقسم می‌شوند و نهایتاً مشبهات نیز به دو صورت مشبهات لفظیه و مشبهات مصنوعیه می‌باشند.[پاورقی ۷]

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
پته یعنی چه؟
پته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز