لغت نامه دهخدا
الک دلک.[ اَ ل َ دُ ل َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به الک دولک شود.
الک دلک.[ اَ ل َ دُ ل َ ] ( اِ مرکب ) رجوع به الک دولک شود.
یا الک دلک دو پاره چوب است که بدان بازی کنند یکی دراز و دیگری کوتاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسیاری از بازیهای محلی با کمترین وسایل شکل میگرفتهاست. در اینجا چند بازی که بسامد بیشتری داشته (و لزوما ویژه منطقه نیست) نام بردهمیشود: الک دلک [ælæk dolæk]، اسکی وازی، اسم فامیل، اتل متل توتوله، الاکلنگ، انگشتر وازی، تبکاچ [tæbkat͡ʃ]، تاپ تاپ سراغ (قایم باشک)، تو سواری [teo sævari]، تیرکمان وازی، تیله وازی، جوز وازی [d͡ʒeoz vazi]، چشم بندی، دوز وازی، ریسمان وازی []، کین خیزک وازی، گل یا پوچ، گوشت بده کباب کنم، مچ اندازی، نقطه وازی، وسطی، یادم تو را فراموش و...
💡 به دلیل مجاورت واریان با سد کرج وآشنایی کودکان و نوجوانان واریان با ورزشهای آبی نظیر: شنا، قایقرانی، اسکی و ماهیگیری بازیهای رایج در دیگر روستاها آنچنان در واریان جایگاهی نداشت اما برخی از بازیها که معمولاً در پاییز و زمستان انجام میگرفت عبارتند از:توپ کاش. الک دلک. آقا زنجیر باف. اکر دکر. لی لی. سنگ کنارو. اشتر اشترن. درزن بپرک؛ که در طالقان به ان دو قز بپرک میگویند - که هر کدام شکل خاص و در برخی موارد و ترانههای مخصوص به خود دارند شنا اسکی و قایقرانی از ورزشهای اختصاصی بچههای واریان بود و تعدادی از آنان قهرمانان ملی این سه رشته ورزشی بودند. مرحوم حمزه. موسی. مجید گل محمدی. از جمله بهترین قهرمانان اسکی بودند.